ما سال ها از توجه به چهره واقعی خود اجتناب میکردیم. از خودمان خجالت میکشیدیم و خود را ازبقیه دنیا جدامیدانستیم. اکنون که قسمت شرم آورزندگی خود را به بند کشیده ایم، میتوانیم با اقرار و روبرو شدن با آن، زندگی خودمان را از لوث وجودش پاک کنیم.غم انگیزاست اگرتمام آن ها را بنویسیم و بعد به داخل کشوی میز بیندازیم.
این نقص ها،در تاریکی رشد میکنند ودر پرتو نور میمیرند.
قبلازپیوستن به معتادان گمنام،احساس میکردیم هیچکس نمیتواند کارهایی که ما انجام داده بودیم را،درک کند. میترسیدیم که اگرباطن خودرا آشکارکنیم طرد شویم. اکثر معتادان از این مسئله رنج میبرند. ما متوجه شده ایم که این احساس، واقع بینانه نبوده و اعضای انجمن، ما را به خوبی درک میکنند.
نیروی برترما،در قدم پنجم،همراه ما خواهد بود. ماکمک لازم را دریافت کرده و آزادی رویارویی با خود و یک انسان دیگر را خواهیم داشت. برای ما اقرار به چگونگی دقیق خطاهایمان نزد نیروی برترمان، ضروری به نظر نمیرسید و دلیل میآوردیم که (خدا همه چیز را خودش میداند) با آن که او همه چیز را میداند، اما اقرار باید از زبان خود ما باشد، تا مؤثر واقع شود.




[…] آگاهی که زمان قطع مصرف فرا رسیده ، آغاز می کنیم . همین اقرار محرک ما برای کارکرد قدم اول نیز هست . با این اقرار ما […]