همانگونه که در کتاب چگونگی عملکرد آمده ، 《خواست و اراده خداوند برای ما این است که توانایی زندگی کردن توأم با وقار و احترام را داشته باشیم ، خود و دیگران را دوست داشته باشیم ، بخندیم و از زیبایی های محیط اطرافمان لذت ببریم . صمیمانه ترین آمال و آرزوهایمان در زندگی دارند به واقعیت می پیوندند . نعمتهایی که نمی توان برایشان قیمتی متصور شد دیگر از دسترس ما دور نیستند . همه اینها در حقیقت ذات و واقعیت خواست و اراده خداوند برای ما هستند .》
اگر در داشتن زندگی هدفمند و باوقار ، ثبات قدم داشته باشیم ، آن وقت تصویر شخصی ما از اراده خداوند می تواند در چگونگی اوضاع زندگی مان بروز کند . برای مثال ،کمک به دیگران برای پاک ماندن و بهبود پیدا کردن ، نمونه خوبی برای توصیف هدفمند بودن است .
راههای شخصی و متفاوتی که ما می توانیم از بین آنها انتخاب کنیم ، از این قرار است : راهنما شدن ، مشارکت با تازه واردان در جلسات ، پیام رسانی به زندانها و همکاری با افراد حرفه ای جهت توسعه برنامه هایی که معتادان بیشتری را به NA رهنمون می سازد .



