ما در جستجوى راه حل دستمان را دراز کردیم و معتادان گمنام را پیدا کردیم. به عنوان یک بازنده به اولین جلسهNA رفتیم و نمى دانستیم باید چه انتظارى داشته باشیم.
پس از حضور در یک یا چند جلسه به مرور احساس کردیم که اعضاء مایلند به ما کمک کنند و این مساله برای شان اهمیت دارد. اگر چه فکر ما به ما مى گفت که هرگز موفق نمى شویم، اما اعضاى انجمن، ما را امیدوار مى کردند و اصرار داشتندکه مى توانیم بهبود یابیم.
دریافتیم که هرگونه فکر و کارى که در گذشته کرده باشیم، مهم نیست و دیگران هم همان کارها را کرده اند. دوستان انجمن چنان دور و برمان راگرفته بودند که به مرور دریافتیم دیگر تنها نیستیم. بهبودى، چیزى است که درجلسات ما جریان دارد و مسئله مرگ و زندگى است.
ما متوجه شدیم این برنامه وقتى کار مى کند که بهبودى را در اولویت قرار دهیم. در این جا ما با سه واقعیت هشداردهنده روبرو شدیم:
۱ ما در مقابل اعتیاد عاجزیم و زندگى مان غیر قابل اداره است.
۲ با آن که ما مسئول بیمارى خود نیستیم، اما مسئول بهبودى خود هستیم.
۳ ما دیگر نمى توانیم مردم، جاها و چیزها را به خاطر اعتیاد خود سرزنش کنیم و باید با مشکلات و احساسات خود روبرو شویم.




[…] باشد پیام ما همیشه یکسان است یعنی:هر معتادی می تواند مصرف مواد مخدر را قطع کند از وسوسه مصرف رهایی یابد و راه تازه ای برای زندگی کردن […]
[…] چقدر با گذشته خود تفاوت پیدا کرده ایم. ما مى دانیم که برنامه NA کار مى کند. این برنامه ما را […]
[…] ها را بگیرید و به دیگران تلفن بزنید . و فقط برای امروز ، پاک بمانید […]