روابط ما با خانواده مان میتواند یکی از بزرگترین چالش ها باشد. ما همیشه یک احساس خاص نسبت به خانواده نداریم. بعضی اوقات تمام دوران کودکی به نظرمان زیبا میرسد و بعضی اوقات هم آن را فاقد هرنوع خوشی و ارزشی میبینیم. فهرست رنجش های واقعی و غیرواقعی آن پایان ناپذیر است. اعضا خانواده ما هرچه هنوز در زندگی مان باشند یا نباشند ، رابطه ما با ایشان برای اکثر ما موضوعی بحران زا است.
اعضا خانواده ام انسان های بسیار خوبی بودند ، اما لازم بود من خودم را بشناسم و نمی توانستم این کار را بین خانواده خود انجام دهم. اکثر ما هرقدر بیشتر بهبود پیدا میکنیم ، اشتیاق داریم تا رابطه مان با خانواده خود نزدیک تر از گذشته شود. ما از بودن با خانواده خود لذت می بریم و اینکه قادر هستیم تا به عنوان یک عضو سالم و مسئول خانواده حاظر و فعال باشیم ، برایمان نعمت بزرگی است.
آنچه از عضویت در NA را می آموزیم را میتوانیم در خانواده به کار گیریم. مثلا : اصلاح رفتارمان چیزی است که انتظار نداریم که دیگران در برابرش عکس العملی نشان دهند ، اما رابطه ما را با خود ، نیروی برتر و دنیای اطرافمان تغییر میدهد. بعضی اوقات خدمت در NA دریچه ای را به روی نوع رفتار ما در خانه باز میکند. بعضی اوقات نقش مثبت و بعضی اوقات منفی . توانایی دیدن رفتار غلط در یک قسمت از زندگی به ما اجازه میدهد تا رفتارمان را در تمام امور تغییر دهیم.



