نداشتن سلامت عقل به معنی از دست دادن جنبه، تناسب و اعتدال است.
برای مثال ممکن است که فکر کنیم مشکلات شخصی ما خیلی مهمتر از مشکلات دیگران است. در واقع ممکن است ما نیاز دیگران را اصلا در نظر نگیریم ولی
مشکلات کوچک خود را یک فاجعه بدانیم. و بدین طریق زندگی مان از تعادل خارج شود. یک نمونه بارز از افکار دیوانهوار این است که فکر کنیم به تنهایی
میتوانیم پاک بمانیم.
یا این که فکر کنیم مصرف مواد مخدر تنها مشکل ما است و حالا که پاک هستیم همه چیز خوب است و مشکلی نداریم.
در انجمن ما نداشتن سلامت عقل اغلب به این شکل تعریف میشود اعتقاد به این که چیزی خارج از ما مانند مواد مخدر، قدرت، سکس یا غذا میتواند مشکلات درونی ما را از بین ببرد و احساسات ناخوشایند ما را تغییر دهد.



