ســلام از ایــن زندانــی ۶۷ ســاله! امــروز ۲۵۰ روز اســت کــه از دســتگیریم میگــذرد.
همچنیــن روز ۲۵۰ از پــاک بودنــم از مــواد مخــدر و الــکل اســت، بعــد از نزدیــک بــه ۵۰ سـال نوشـیدن و مصـرف مـواد.
بـاورم نمیشـود کـه چقـدر از نظـر جسـمی و ذهنـی احسـاس خوبـی دارم. ذهنـم تیـز و شـفاف اسـت.
در حالـی کـه ایـن خبـر عالـی اسـت، چیـزی کـه حتـی بهتـر اسـت رابطـه جدیـد مـن بـا (“هــای هوکــی فنوکــی” )اســم نیــروی برتــراو(، قــدرت تمــام قدرتهــا، آفریــدگار… بلــه، خداونـد! پـس از قـرار دادن تمـام ایمانـم نـزد او اسـت، گـذر زمـان بـه چیـزی آرامش بخـش تبدیـل شـده اسـت.
هـر روز بـا خوشـبینی بیـدار میشـوم، بـدون تـرس و هیجـان زده از اینکـه بــه زندگــی خــوب پیــش رو فکــر میکنــم کــه هنــگام بازگشــت مجــدد بــه جامعــه منتظــرم است. کاملاً پاک.
مــن همچنیــن بایــد بــه NA آفریــن بگویــم. بیصبرانــه منتظــرم تــا در اولیــن جلســه ام در
دنیــای بیــرون شــرکت کنــم.
جلســات در مرکــزی کــه مــن هســتم برگــزار نمیشــوند، مگــر اینکـه در برنامـهای خـاص باشـید. ایـن موضـوع بـه واسـطه اسـتفاده از کتـاب پایـه و نیـروی برتـرم مانـع از بهبـودی مـن نشـده اسـت. ترکیـب ایـن دو منبـع الهامـی بـه مـن داده کـه هرگـز
فکـر نمیکـردم بتوانـم داشـته باشـم.
در ایــن مــدت شــروع بــه خلــق آثــار هنــری مرتبــط بــا بهبــودی کــرده ام و بیصبرانــه منتظـرم تـا پـس از آزادیام آنهـا را بـا انجمـن بـه اشـتراک بگـذارم.
وقتـی راجـع بـه ایـن کـه انجمــن چــه میتوانــد از هنــر مــن بــه دســت آورد فکــر میکنــم، زمــان ســریعتر میگــذرد.
فقــط ایــن فکــر کــه آثــارم ممکنــه آرامشبخــش و الهامبخــش همــه معتــادان باشــه، برایــم
شـادی زیـادی بـه همـراه مـی آورد!
دیجی (DJ)، از فلوریدا



