یکی از اعضاء در مشارکت خود میگفت که: “سالخوردگی مسئله خیلی پیچیدهای نیست، فقط نیاز به خویشتن پذیری و پذیرش شرایط جسمی مان دارد. مانند بسیاری از چیزهای دیگر در بهبودی، این حرف هم ساده به نظر میرسد، اما برای رسیدن به آن راهی طولانی در پیش است.
امکان دارد تمیز دادن تغییراتی که سالخوردگی با وقار به همراه دارد با تغییراتی که کارکرد قدم ها به همراه دارد، غیر ممکن باشد. اگرچه ترکیب و آمیخته ای از این دو عالی و قابل توجه است.
هرقدر که زمان میگذرد و انجمن ما مسنتر میشود، متوجه میشویم که اکثر اعضائی قدیمی ما بهتر و از لحاظ شخصیت زیباتر میشوند. در روحانیت حالتی وجود دارد که بر ظاهر ما پرتو می افکند، نوعی جوانی ابدی و فناناپذیر که با وقار و بزرگی خود را بروز میدهد. اگرچه ممکن است از پیر شدن بترسیم، اما اکثر ما در می یابیم که میتوانیم آنچه که هستیم را بپذیریم و دوست داشته باشیم، حتی با دردها و سختیهای آن.
به قول یکی از اعضاء:
“هرقدر که پیرتر شدم و برای بلند شدن از جای خود بدون اینکه دستم را روی میز بگذارم بیشتر مشکل پیدا کردم به همان نسبت خود را بیشتر پذیرفتم و نسبت به وجود خود احساس امنیت بیشتری کردم. میبینم که خیلی جذابتر از زمانی هستم که دختری جوان و خواستنی بودم.”



