سنت پنجم اظهار می کند: “هر گروه فقـط یک هدف اصلی دارد، رساندن پیام به معتادی کـه هنـوز در عـذاب اسـت.
مـا چگونـه میتوانیم در مورد منافع یک پروژه خدماتی قضاوت کنیم؟ با در نظر گرفتن ایـن کـه ایـن کار تا چه حد به گروههای ما برای تحقق هدف اصلیشان کمک خواهـد کـرد. کـار اصـلی اطلاع رسانی، جذب معتادان به جلسات گروهها است. همانگونه که کتاب پایه به ما یادآور میشود: “گروه قویترین وسیله ای است که ما برای پیام رسـانی داریـم.” (کتـاب پایـه،
صفحه ۸۸)
اما چه پیامی؟ این مهم است که اعضای کمیته فرعی اطلاعرسانی در این مورد بسیار شفاف باشند، تا برداشت های نادرستی در مورد انجمنمان را به جامعه منتقل نکنند.
سنت سـوم ما میگوید: ” تنها لازمه عضویت، تمایل به قطع مصرف مواد مخدر است.” واضح است که در معتادان گمنام این جمله به معنای “قطع مصرف مـواد مخـدر اسـت” – نـه پرخـوری اجباری ، قمار بازی، یا تبهکاری و یا به دنبال برقراری رابطه جنسی بودن. کتاب پایه حتـی از این نیز فراتر رفته و میگوید، ” پیام این است که یک معتـاد، هـر معتـادی، مـی توانـد از مصرف مواد مخدر دست بردارد، میل به مصرف را از دست بدهد و یک راه تـازه بـرای زندگی پیدا کند…. این تنها چیزی است که ما می توانیم از خودمان بـه دیگـران بـدهیم.”
(کتاب پایه ویرایش پنجم، صفحه ۸۸)
وقتی ما درباره سنت سوم و پنجم و روابط خود با اجتماع صحبت می کنیم، یک مسئله کـه بیشترلازم است مد نظر قرار گیرد این است که: هدف اصلی انجمن ما “رساندن پیام بـه معتادی که هنوز در عذاب است، می باشد” و این به معنی هر معتادی است که هنـوز در عذاب است.
سنت سوم ما، نبود وجود محدودیت های مطلق در حفظ عضویت یک فـرد را تقویت می کند. بسیاری از نواحی NA از گروه هایی تشکیل شده که این گروه ها شـامل معتادانی است که از لحاظ اجتماعی، اقتصادی، نـژادی، قـومی و یـا ریشـه فرهنگـی دارای ویژگی های یکسانی هستند. تا اینجا هیچ اشکالی وجود ندارد، اما به شرط آن که NA آنقدر رشد کند تا در دسترس همه معتادان با ویژگیها و شرایط مختلف قرار گیرد.



