زمانــی کــه در حــال مصــرف بــودم بدبختــی، ســرخوردگی، و امیدهــای بلندپروازانــه واقعیتهـای مـن بودنـد. در زمـان بازگشـت بـه خانـه سـعی داشـتم شـرایط زندگـی ام را تغییـر دهـم، گرفتـن گواهینامـه رانندگـی، کارت تأمیـن اجتماعـی (کارت ملـی) و دیـدار بـا پـدرم.
وقتـی تصمیـم بـه مصـرف گرفتـم ورق برگشـت. زندگـی بـا مصـرف مـواد، غیرقابل قبـول اسـت. بـا مصـرف مـواد، مـن فقـط مشـکلاتم را بـا بُـروز رفتارهـای ناهنجـارم بیشـتر کـردم.
درک تغییریافتـه ام از واقعیـت ، بـه بدتریـن کابوسـم تبدیـل شـد.
بـا تمـام وجـود بـاور دارم کـه خداونـد بـا قـرار دادن مـن در زنـدان از طریـق دادگاههــا، جانــم را نجــات داد. اقامــت طولانی مــدت در اینجــا بــه مــن کمــک کــرده تــا فونداسـیونی بسـازم. سـلامتم. بدنـم در بهتریـن وضعیت ممکن قـرار دارد.
برنامه هـای کاری ام بـرای فردایـی بهتـر اسـت. دیگـر اسـیر متآمفتامیـن نیسـتم. مـت، ابـزار شـیطان اسـت کـه جوامـع را نابـود میکنـد.
از طریـق زنـدان و زندگـی بـه روال برنامـه NA، آموختـه ام کـه رویاهایـم میتواننـد جایگزیـن کابوسهایـم شـوند. چالش هایـی کـه زندگـی امـروز بـه مـن ارائـه میدهـد را میپذیـرم و از درون پنجـرهای شـفاف تر، بابـت اشـتباهاتم متأسـفم. هدیـه بهبـودی ام ایـن اسـت کـه امـروز زنـده ام و از زندگـی لـذت میبــرم.
دی ام (DM)، مکان:نامشخص



