بهترین وسیله بهبودی، یک معتاد در حال بهبودی است. ما بر روی بهبودی و احساسات خود متمرکز میشویم، نه کارهایی که در گذشته کرده ایم.
رفقا، اماکن و افکار سابق معمولاً تهدیدی برای بهبودی ما هستند. ما احتیاج به تغییر همبازی ها، زمین های بازی و اسباب های بازی خود داریم.
بعضی از ما در مواقعی که حس میکنیم نمیتوانیم بدون مواد مخدر مسائل مان را حل و فصل کنیم، فوراً دچار افسردگی، دلهره، خشم و رنجش میشویم.
احساس واماندگی و تنهایی و پسرفت های جزئی اغلب باعث میشود احساس کنیم که اصلا بهتر نشده ایم. ما دریافتیم از بیماری رنج میبریم و نه یک مسئله بغرنج اخلاقی.
نکته اینجاست که ما انسان های چندان بدی نبوده ایم، بلکه شدیداً بیمار بوده ایم. اکنون دریافته ایم که با پرهیز از مصرف، میتوان این بیماری را متوقف کرد.



