از همان وقتى که خیالمان از بابت اعتیاد راحت مى شود خطر در دست گرفتن اختیار زندگى دوباره ما را تهدید مى کند و درد و رنجى را که کشیده ایم فراموش مى کنیم. در دوران مصرف اختیار زندگى ما در دست بیماری مان بود. هنوز هم این بیمارى آماده و منتظر است که دوباره بر ما غلبه کند. ما به سرعت فراموش مى کنیم که تمام کوشش هاى گذشته ما براى کنترل زندگى با شکست مواجه شده بود.
در این مرحله اکثر ما متوجه مى شویم که تنها راه ممکن براى حفظ هدیه اى که به ما داده شده این است که آن را با معتادانى که هنوز در عذابند در میان بگذاریم. این کار بهترین راه براى جلوگیرى از لغزش و شکنجه ایست که در صورت بازگشت به مصرف در انتظارمان است. ما اسم این کار را رساندن پیام مى گذاریم



